محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2330
مرآة البلدان ( فارسى )
جانب هيطل است : غردمان و ايخان و ارذخيوه ، نو كفاغ كردر ، مرداخكان ، جشيره ، سدوز ، زرسوج « 1 » قريهء براتكين ، مذكيسينه « 2 » است و اسم قصبه - هاى خوارزم كه در جانب خراسان است جرجانيه است و از مدينههاى آن نوزوار ، زمخشر ، روزوند ، ورارمند « 3 » ، دسكاخان ، خاس ، خشميثن « 4 » ، مداميثن ، خيوه ، كردرانخاس ، هزار اسب ، جگربند ، جاز ، درغان ، جيت ، جرجانيهء كوچك ، جيت ديگر ، سدفر ، مساسان ، كاردار ، اندرستان . كاث [ آن را ] ، شهرستان [ نامند ] « 5 » . و واقع است بر جانب شرقى شط و مثل نيشابور است و آن را مسجد جامعى است در وسط بازار كه ستونهاى سنگسياه دارد به اندازهء قامت و در بالاى ستونها بناهاى طولانى خوب است از چوب . و خانهء حكومت وسط شهر است . قلعهء كهنه دارند كه خراب كرده است آن را نهر و داخل شهر انهار جاريه دارد و شهرى نفيس و پاكيزه است . علماء و ادباء و صاحبان ثروت و دولت و تجارات مفيده و نفع و بركتها و بناهاى حاذق آن شهر بسيار است و همچنين قراء مشهوره كه مثل ايشان به عراق نيست و خوشآواز و باجودت قرائت و منظر و مخبر باشند [ مگر آنكه در هر زمانى غلبه مىكند بر آن بلد شهر و دور مىروند از نهر جيحون ] « 6 » و كثيف و چركينتر از شهر اردبيل است . ناودانهاى بسيارى از بامها به كوچهها و معابر است . علنا در شوارع و طرق تغوط مىكنند و جمع مىكنند بلادات « 7 » را در حفيرهها پس از آن نقل مىكنند آن بلادات و پليديها را با سبدها به قرى و دهات و اطراف شهر و ممكن نيست شخص غريب درست حركت كند در شوارع از كثرت
--> ( 1 ) - ترجمهء حسن التقاسيم : هيطله ، غردمان ، ايخان ، ارذخيوه ، نوكفاع ، كردر ، مزداخكان ، جشيره ، سدور ، زردوخ ( ص 415 ) . ( 2 ) - ترجمهء احسن التقاسيم : مدكمينيه . ( 3 ) - ايضا : زارمند . ( 4 ) - متن : خشميش . ( 5 ) - متن : اندرستان ، كاث ، شهرستان . ( 6 ) - ترجمهء احسن التقاسيم : [ ولى در هرچندگاه رودخانه بر آن مىخروشد و مردم ناچار عقب مىنشينند ] . ( 7 ) - معناى اين كلمه بدكار و مفتن است . مترجم احسن التقاسيم آن را « پليديها » ترجمه كرده و درست هم همين است .